حدیثه ساداتحدیثه سادات، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 21 روز سن داره
حلما ساداتحلما سادات، تا این لحظه: 9 سال و 8 ماه و 15 روز سن داره

حدیثه سادات و حلما سادات خوشگلای مامان

دردونه مامانی کچل شده

1391/8/8 9:44
938 بازدید
اشتراک گذاری

جیگر طلا 

به اصرار بابایی  بیستم مهر موهای طلایی سرت رو با تیغ زدیم. من نگهت داشتم و بابایی اول ماشین و بعد ژیلت کشی کرد. با نمک شدی گلکم ‌‍‌

 

چندتا دیگه از حرکات و حرف زدنات رو با تاریخش برات مینویسم.

 

   8شهریور  یهو نصفه شب میگفتی م م م آ          ما م م آ     ولی بعد از دوهفته یادت رفت و دیگه نمیگفتی.

 

۳۱شهریور تونستی ۲۰ ثانیه بدون کمک روی پاهای ناز و کوچولوت وایسی.

 

همین روزا وقتی بهت شیر میدم چون لثت میخاره  منو گاز میگیری و وقتی دعوات میکنم بهم میخندی و میگی إ إ إ إ إ

 

وقتی بابایی بیرون میره میخوای باهاش بری اگه مواظبت نباشم تا حیاط و نزدیک پله ها چهاردست و پا میری.

 

 

از چهارم مهر دست دستی میکنی. عزیزکم وقتی این دستای کوچولو و نازت رو بهم میزنی و میخندی صدهزار بار خدا رو به خاطر دادن این هدیه گرانبها شکر میکنم.

 

 

از ۲۳مهر بابا میگی و آ رو نمیتونی خوب تلفظ کنی ب ب میگی.

 

 

و ۸ آبان یه مروارید سفید و کوچولو تو دهنت دیدم. یه دونه دندون پایین سمت راست..

 

 

   قربونت برم که با نمک شدی!!!!

 

من

 

  ایکیوسان مامانی

 

من

 

  داریم میریم اردکان دوم آبان 91

 

من

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

سیدصادق
28 شهریور 92 22:25
سلام دخترعمو. چرا عکس کچل شدی رو نذاشتی؟!

باباییت که میگفت کچل میشی نمکین میشی!




سلام پسر عمو هر موقع من مامانم رو اذیت نکردم مامانم عکسامو میزاره


مامان آروین (مریم)
11 آبان 92 16:23
چه بامزه شده خداییش


مرسی